۴ نتیجه برای حیدری چیانه
کریم حسینزاده دلیر، میرستار صدر موسوی، رحیم حیدری چیانه، سیده خدیجه رضاطبع،
دوره ۰، شماره ۳۶ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده
چکیده
در دهههای اخیر مکاتب و پارادایمهای متعددی در حوزه ادبیات شهری شکل گرفتهاند که برخی از آنها تأثیرات عمیقی بر فضاهای شهری نهادهاند، در این میان رویکرد «استراتژی توسعه شهری» (CDS) که یکی از مهمترین و بحثانگیزترین آنها محسوب شده و در چند سال اخیر نیز توجه بسیاری از محافل علمی- حرفهای ایران را نیز به خود معطوف کرده است. هر چند حیات CDS به شکلگیری رسمی سازمان «ائتلاف شهرها» به سال ۱۹۹۹ بر میگردد، اما این سازمان در سالهای بعد با مشارکت «بانک جهانی» و مرکز سکونتگاههای انسانی وابسته به سازمان ملل متحد (HABITAT) اسناد رسمی آن را منتشر کرده و در حال حاضر نیز تریبون و متولی رسمی اجرایی CDS در سطح جهانی به شمار میرود. امروزه بسیاری از مدیران، برنامهریزان و نظریه پردازان شهری سعی در بسط این موضوع دارند که با استناد به تجارب موفق CDS، این رهیافت چگونه و با کدام مکانیسمها قادر است در انتظام فضایی شهرها، ایجاد تغییرات مثبت در زندگی عادی شهروندان و کاهش فقر شهری، نقش خود را توسعه دهد. مروری بر اجرای CDS در بیش از ۲۵۰ شهر جهان سومی در کمتر از یک دهه، تاکیدی است این بر نکته که رویکرد بیش از آنچه به دنبال تهیه طرح باشد، مبتنی اجرا و عمل است. این در حالی است که اغلب شهرهای کشورهای در حال توسعه نظیر ایران، هم از نظر تهیه و تدوین و هم از بعد اجرا، شرایط دشواری را تجربه میکنند، چرا که رویکرد عمده در مدیریت و برنامهریزی شهری ایران متأثر از مکتب برنامهریزی کلاسیک با محوریت طرح جامع است که غالباً در آن ابعاد توسعه فیزیکی، آرایش و انتظام کالبدی شهرها بر ابعاد اجتماعی- شهروندی تقدم دارد. با اینکه طرحهای جامع در ایران با هدف زمینه سازی رشد کالبدی موزون شهرها تدوین میشوند، اما عملاً نه تنها انرژی و هزینههای بسیاری را بر اقتصاد شهری تحمیل میکنند، بلکه اغلب بخش عمدهای از اهداف آنها هرگز محقق نمیشوند. از دلایل اصلی شکلگیری روند حاضر، میتوان به عدم توجه و کاربرد روشها و نگرشهای جدید در حوزه برنامهریزی شهری نظیر راهبرد توسعه شهری اشاره کرد. مقاله حاضر سعی بر آن دارد تا ضمن بررسی و تحلیل چالشهای فرا روی برنامه-ریزی شهری در ایران، به جایگاه رهیافت CDS در این مقوله و نقش آن در انتظام فضایی شهرها بپردازد.
دکتر محمد حسن یزدانی، آقای حسین سعدلونیا، دکتر قاسم زارعی، دکتر رحیم حیدری چیانه،
دوره ۲۳، شماره ۸۳ - ( ۷-۱۴۰۲ )
چکیده
جهانیشدن موجب همگرایی فرهنگی و کالبدی در سطح جهان شده است و این پدیده در توسعههای کالبدی جدید ازجمله در مجتمعهای تجاری مشاهده میشود. حال سؤال این است که آیا همگرایی فرهنگی برای گردشگران جذابیت و کشش ایجاد میکند یا گردشگران به الگوهای فرهنگی و کالبدی بومی و زمینهای بیشتر رغبت نشان میدهند. پژوهش حاضر در راستای پاسخ به این پرسش، اثر زمینه گرایی را در ارزش ویژه برند فضاهای تجاری مدرن با نمونه موردی مجتمع تجاری لاله پارک تبریز مورد سنجش قرار داده است. پژوهش حاضر با روش ترکیبی با طرح متوالی اکتشافی ( ابتدا کیفی، سپس کمی) عملیاتی شده است. در ابتدا برای به دست آوردن الگوی زمینه گرایی فضاهای تجاری مدرن از مصاحبه با متخصصین استفاده شد و پس از رسیدن به اشباع نظری از روش تحلیل مضمون برای تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد و درنهایت، الگوی زمینه گرایی فضاهای تجاری به دست آمد. سپس این الگو به شکل سؤالات در پرسشنامه طراحی شد و در کنار سؤالات متغیر ارزش ویژه برند جای گرفت. این پرسشنامه در بین ۳۷۴ گردشگر مجتمع تجاری لاله پارک توزیعشده و دادهها با استفاده از نرمافزار Smart-PlS با استفاده از مدل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. به دلیل استقرایی بودن دادههای زمینه گرایی مورداستفاده در پرسشنامه، تحلیل عاملی اکتشافی با روش واریمکس صورت پذیرفت و دادههای زمینه گرایی در سه دسته زمینه گرایی نمادین، زمینه گرایی همگرایانه و زمینه گرایی جغرافیایی جای گرفتند. پس از انجام تحلیل عاملی تأییدی، آزمونهای مربوط به مدل معادلات ساختاری انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد که متغیر زمینه گرایی بر ارزش ویژه برند در مجتمع لاله پارک از دیدگاه گردشگران اثر مثبت با ضریب مسیر۷۶۷/۰ دارد. نتیجه کلی پژوهش این است که زمینهگرایی و توجه به ارزشها و شرابط فرهنگی، تاریخی، محیطی بر ارزش ویژه برند مجتمع تجاری لاله پارک و جذابیت و برآوردهکردن انتظارات گردشگران تأثیر مثبت دارد.
دکتر شهریور روستایی، آقای علی رستمی، دکتر رحیم حیدری چیانه،
دوره ۲۴، شماره ۸۵ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده
امروزه یکی از مباحث مهم توسعه پایدار جوامع، هوشمندسازی حمل و نقل به ویژه فرودگاهها است. به نظر میرسد هوشمندسازی فرودگاهها در توسعه گردشگری تاثیرگذار باشند. از همینرو، هدف این مقاله سنجش میزان تاثیر هوشمندسازی فرودگاه مهرآباد بر توسعه گردشگری شهر تهران است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، گردشگران وارد شده به فرودگاه مهرآباد تهران و کارشناسان حوزه گردشگری و هوشمندسازی فرودگاهها هستند که در خصوص گردشگران، ۲۰۰ نفر از مسافرانی که به عنوان گردشگر وارد فرودگاه شده بودند، به روش تصادفی ساده انتخاب شدند، همچنین۱۰ نفر از مدیران فرودگاهی و اساتید دانشگاهی به روش گلوله برفی به عنوان کارشناس انتخاب و از طریق پرسشنامههای مربوطه مورد پرسشگری قرار گرفتهاند. برای تحلیل دادهها و بررسی اثرگذاری متغیرها از معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس با روش حداقل مربعات جزئی (Smart- PLS) استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد که ۱۶ مولفه تحقیق (هوشمندسازی فرودگاه) توسعه گردشگری شهر تهران را به میزان ۸۲۴/۰ تبیین میکنند. بیشترین میزان ضریب مسیر (بتا) به مولفههای ارتقای تجربه مسافران (۷۲۸/۰)، ارائه خدمات رفاهی جذابتر به مسافران (۶۸۹/۰)، کاهش قیمت (۶۸۱/۰) و امنیت پرواز و هواپیما (۵۹۵/۰) مربوط میشود. همچنین نتایج نشان میدهد که با هوشمندسازی فرودگاه مهرآباد زمینه برای توسعه گردشگری تهران هموارتر خواهد شد.
دکتر یاسر قلی زاده، دکتر ایرج تیموری، دکتر رحیم حیدری چیانه،
دوره ۲۴، شماره ۸۶ - ( ۵-۱۴۰۳ )
چکیده
امروزه گردشگری هوشمند به عنوان نوع جدیدی از صنعت گردشگری، در حال رشد و توسعه است. با توجه به روند رشد فناوریهای نوین، هماکنون کشورها نمیتوانند بدون توجه به تأثیر آنها نسبت به توسعه گردشگری اقدام کنند و درعینحال پایداری آن را تضمین نمایند. هرچند که در این زمینه مشکلات و چالشهایی وجود دارد. منطقه آزاد ارس به عنوان نمونه مطالعاتی این تحقیق، از این قضیه مستثنی نیست و هدف اصلی این تحقیق، شناسایی چالشهای توسعه گردشگری هوشمند در این منطقه است. در همین راستا روش تحقیق مقاله حاضر از نظر ماهیت، اکتشافی و از نظر هدف، کاربردی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه) جمعآوری شده است. جامعۀ آماری تحقیق خبرگان حوزه گردشگری منطقه آزاد ارس بودند که با روش گلولۀ برفی، تعداد ۱۰ نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق مورد پرسشگری قرار گرفتند. همچنین جهت روایی شاخصهای استخراجی، از روش تحلیل محتوایی (CVR) و جهت شناسایی مهمترین چالشهای گردشگری هوشمند، از مدلسازی ساختاری ـ تفسیری (ISM) و تحلیل میک مک استفاده شده است. در همین راستا، یافته های تحقیق نشان داده است که از بین ۲۰ چالش استخراج شده از مبانی نظری، تعداد ۱۴ چالش از روایی قابل قبولی برخوردارند. که چالشهای نیروی انسانی، سازمانی-مدیریتی، فنآوری اطلاعات و ارتباطات، منابع مالی و زیربنایی، تحت عنوان چالشهای کلیدی توسعۀ گردشگری هوشمند منطقه آزاد ارس بهشمار میروند که تأثیر بسیار زیادی در توسعۀ گردشگری هوشمند دارند.